ديگري صورت نگرفته بود، مطالعهٴ اين عصر تا حدودي موجب كنجكاوي و علاقهٴ ما ميشد.
حال آن كه همهٴ آنچه از آنها سخن گفتم در مقايسه با كوششهايي كه در همان زمان در دنياي اسلام صورت گرفت بالنسبه ناچيز است.
قديس كوريل، اريگنا و شاهآلفرد بيشك مردان بزرگي بودند، با اين حال عليرغم وجود آنان در اروپا، هنوز بايد چنين نتيجه بگيريم كه پيشرفت عمدهٴ تمدن در آن زمان مديون رهبري مسلمانان بود. درست است كه قسمت اعظم آن مساعي نه به وسيلهٴ مسلمانان، بلكه به دست مسيحيان يا كفار (حرانيان يا صابيان) صورت گرفت. دو تن از رهبران عمدهٴ علم، يعني ثابت بن قره و بتاني از نژاد حراني بودند. مسيحيان خيلي زياد بودند، قبلاً دربارهٴ فعاليت مترجمان مسيحي تأكيد زيادي كردهام، از اين رو لازم نيست دوباره نامشان را ذكر كنم، و كافي است كه از دو تن بزرگترين دانشمندان اين عصر نام ببرم، يعني يحيي بن سرافيون و حنين بن اسحاق.
نميتوان گفت كه بيشتر كارها به دست غيرمسلمانان انجام گرفت، سهم مؤمنين و كفار تقريباً اهميتي يكسان داشت، ولي به آساني ميتوان ثابت كرد كه اغلب كارهاي اسلامي به وسيلهٴ افراد ايرانينژاد انجام شد. چهار تن بزرگترين دانشمندان اين عصر ايراني بودند، يعني ابن خردادبه، رازي، يعقوبي و نيريزي. ماهاني، دينوري، ابوبكر ابنقتيبه و بلاذري هم مليت ايراني داشتند.
نهضت اسماعيلي در ايران زاده شد، ولي صورت ديگري از باطنيگري اسلامي يعني تصوف، دست كم تا حدودي از نهضتهاي باطني مسيحي و بتپرستي الهام گرفت، كه مصر عرصهٴ آنها بود. روي هم رفته از سه مصري در اين فصل بحث خواهد شد: ذوالنون، ابن عبدالحكم و احمد بن يوسف. بالاخره از دو تن از اهالي بينالنهرين سفلي بايد ذكري كرد، يعني جاحظ و حامد بن علي. مسلماً اين فيضان پرشكوهي بود. بغداد مركز فكري جهان شده بود، همچنان كه قرنها پيش اسكندريه چنين وضعي داشت. بدبختانه روزهاي طلايي بغداد بسيار كوتاه بود، تجزيهٴ خلافت به زودي به تفوق دارالخلافه پايان داد و موجب تجزيهٴ متناظر كوششهاي فكري شد.
ب. زمينهٴ ديني
كوريل و متوديوس
دو برادر در سالونيك زاده شدند، كوريل1 در 827، متوديوس2 در حدود 825. هر دو را هم كليساي رومي و هم كليساي يوناني تقديس كردند. نام اصلي كوريل، كنستانتين بود. هر دو در